خانه

انجمن ادبي

چهره ها

کتابخانه

گالري عكس

تكانه

کارگاه

پيوند ها

پيشنهاد

تماس با ما

 

***************************

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***************************

  

جريان شعر و داستان

پايگاه خبري ادبيات گيلان

تاسيس 1386

 

 

 

نام : آزاده        

نام خانوادگي : بشارتي

تاريخ تولد : 1369/05/25

محل تولد :  رشت

تلفن تماس : 

 

 

كارنامه :

دانش آموز مقطع پيش دانشگاهي رشته علوم تجربي

فعاليت هنري : شعر ، نقاشي

همكاري با مطبوعات گيلان و سراسري

عضو انجمنهاي ادبي حوزه هنري گيلان ، هلال احمر و خانه فرهنگ گيلان

 

 

تاريخ بروز رساني :28/06/87

۱+۱+۱+۱ پاره 

 

تا کي شکست خوردن و در هيچ جستجو؟
محکوم مي شوي به گناهي که هيچ وقت...
من به خرابه اي دل خود را گره زدم
بعد از سقوط در دل چاهي که هيچ وقت...


 
کج آمدم چگونه بگويم برايت از
اين روزها که گم شده ام توي هيچ ها؟
اين روزها که گريه ام از روي عادت است
اين روز ها که مي روم از ... / سمت ناکجا

 

 وقتي شکست مي خوري از دست هاي خود
اينکه« چرا ادامه دهم» فکر مضحکیست؟
نفرین به روز هاي سياهي که ساختي
[
اين حرف از زني است که تا صبح مي گريست![


 
وقتي زمان جنازه ي يک چشمه را به ده
تحويل مي دهد به خدا لطف کن بگو
آبادي از همه ، همه ي سهم خود گذشت
اما کجاست مالک عدل و ... کجاست؟ کو؟


 
تاريخ عکس کوچک يک خانواده است
که هر کدام بر دل چوپان لگد زدند
چوپان چه دارد از همه ي عمر خويش جز
جز چشم هاي خسته ي يک گله گوسفند؟


 
اين عکس دسته جمعي يک خانواده است
در اين خرابه اي که من و تو رعيتيم
در اين خرابه اي که... قسم به ، قسم به عشق
هي سنگ مي زنند به پر هاي يا کريم


من هيچ چي! جهان من از فقر خسته است
بايد اميد کاشت! ولي با کدام دست؟
ما صبح تا غروب پي ِ هيچ مي دويم
در جنگلي که پر شده از گرگ هاي مست!


 
تاريخ سهم جيغ من آن موقعيست که
محکوم مي شدي تو به تبعيد تا خدا
تا دور هاي دور تر از هر چه مرز بود
هي مشت مشت پرسه زدم ناگزير تا...

 

تاريخ بروز رساني :28/03/87

خدا آنجایی زندگی میکند که به آن اجازه ی ورود می دهند!

 

کفش های پلاستیکی ات در اتوبوس تجزیه می شوند

و تو در خانه ای که در آن با هیچ قاب عکسی نسبت نداری

بخند!    اما هر قدر هم بخندی  ، بلیط ها بی واسطه از کم شدن النگو هات

                                                     و قد کشیدن روزهای سرد با خبرند

بلیط ها بیشتر  با آدمک های جنوب اما شهر نشین همسفرند!

       اتوبوس از جنوب آغاز می شود

                                     از روسری رنگ پریده ی تو

                                            از چشم هایی که از فانوس محرومند

                                                    از خیابان های پا برهنه!

   

 هر صبح چند صندلی خالی به امید کفش هات سوار می شوند

        زود تر بیا! هنوز برای تو جایی هست

 

       تو برای جنگ با جنگل بانها آمده بودی    اما

             ایستگاه آخر ،برجی است در شمالی ترین نقطه!

 

تاريخ بروز رساني :25/02/87

از من نمانده است به جز خاطرات بد
با تو ، بدون چتر ، خيابان ، گريستن
جز گم شدن نشستن ما روبروي هم
هي چشم توي چشم شتابان گريستن

از دست داده ام چه کنم بعد رفتنت
اين خاطرات مبهم باران نشسته را؟
اينجا هواي ابري ِ سلول مي برد
هر شب مرا به ياد ِ تو از پشت ميله ها!

ديوار هاي فاصله را خوب مي شود
از پشت ميله هاي جدايي نگاه کرد
از حسرت نبودن يک زندگي خوب
تا مي شود گريست و هر شب گناه کرد!

ديوار هاي فاصله را مي شود نديد
وقتي که چشم هاي تو از فقر خسته نيست
وقتي که سقف ِ خانه تو را گرم مي کند
وقتي که دست هاي پدر توي دستــ ِ ... نيست

سهم من اين شُدست ، چرا گريه مي کني؟
از سرنوشت مبهم من يا که... بگذريم!
اين قسمت من است از اين عشق لعنتي
اما تو خوب باش گُلم، ما که... بگذريم!

اما تو زندگي کن و ... تو قول داده اي
که سال هاي سال / عزيزم قبول کن
آن چشم هاي ريز به دردت نمي خورد
پس چشم هاي سبز ِ مرا هم قبول کن

- - -
من از هواي ابري سلول دلخورم
از قلب هاي سنگي مردان پشت در
از يک شناسنامه که «من» دختر کسيست
با بادهاي وحشي ِ گمراه همسفر

از من نمانده است... چرا زندگي کنم
با خاطرات غم زده در اين کيوسک ها
جز اينکه هي مچاله شوم روز شب شود
شب خواب هاي تب زده پهلوي سوسک ها...

از من نمانده است به جز شعر شعر شعر
جز هيچ هاي در به در ِ لعنتي فقط
از دست داده ام همه را اين مقصر است:
آزاده ي بشارتي خط خطي فقط!
 

http://aziloo.blogfa.com

http://www.liberta.blogfa.ir

shahrzad_asaly_256@yahoo.com

نشاني وب سايت :

 

نشاني email :