|
كارنامه :
حضور در انجمن ها و نهاد هاي ادبي از سال
1383
(
حضور در انجمن سابق کميسيون بانوان (NGO
شرکت در جلسات نقد و بررسي شعر حوزه هنري از
اواسط سال 84 تا کنون
وبلاگ نويسي از سال
1384 تا کنون
تاريخ بروز رساني :01/07/87
یک شعر
آب نگذشته هنوز از
سرمان !!
وقت باقی است خودت را
برسان
لحظه ها چشم به راه
اند ، کسی
روی ما ، در بگشاید
... زندان
چیزی از دور مرا می
خواند
سوی یک عالم بی نام و
نشان
آدم از راه به در
خواهد شد
صحبت از تو که می اید
به میان
باید این مسئله را حل
بکنم
این که : حوری؟ ملکی؟
یا انسان؟
هر که یک جور گرفتار
تو است
مرد و زن خرد و کلان
پیر و جوان
ما که بسیار شبیه ایم
به هم
ما که از خویش نداریم
نشان!!
من همینم که مرا دوست
نداری
تو همانی که تو را از
دل و جان ...
من فقط تشنه ی یک ذره
توام!!!
لب بجنبان کمی آواز
بخوان
شهریور
۱۳۸۷
رشت
تاريخ بروز رساني :25/03/87
یک شعر
حرفی بزن ستاره ی دنباله دار من
یک کم بپرس از من و از کار و بار من
نزدیک تر بیا بچش از دست پخت خود
با اشک ها یکی شده شام و نهار من
حرف از من و تو نیست که از ما فراتر است
این نت نوشته های پر از زار زار من
از دور تر بگو و به من هدیه ای بده
دسپاچه می روند همه از کنار من
حتی اگر برای گذر لحظه ای بزن
یک سر به ایستگاه پر از انتظار من
خواب ام گرفته این دم آخر بگو کسی
کاری نداشته باشد به کار من
یک شعر
ايـن ذهنِ لـعنَـتـي پُـرِ تشويش و
التهاب
دنيـا سکـوت کـرده و تقديـر توي خواب
در بينِ آسمــان و زميـن گيــر کــرده ام
احسـاس مي کنم که شبيه ام به يک شهاب
تشخيصِ ردّ پـايِ دلـم کـارِ مشکلي است
مانندِ خانـه اي شـده ام مانده روي آب
از وسعت ات که چيـزِ زيـادي نخــواستم
جـز لحـظـه اي قــرارِ ملاقـاتِ بـي نقاب
ايـن روزها پُـر از هيـجـان هـاي مبهـم ام
همسـايـه بـا حـوادِث و در حــالِ انقلاب
از امتــدادِ کــوچـه و ديـــوار خستــه ام
از نقـشِ غيـرِ قـابـل ِ تـغيـيـر ِ يک سراب
مـن يک مسـافـرم که سـوارم نمـي کننـد
حتـي درونِ خلـوت ِ تصـويـر ِ تويِِ قاب
انگـار وقتِ قصـه ي مـا هـم به سر رسيد
"ذهنم پُـر از هجـومِ سؤالات ِ بي جواب"
یک شعر
نگاه هاي تو يك سرگذشتِ طولاني است
َمسيرِ ردّ شدَن از لحظه هايِ بُحراني است
سروده مي شوي از ، عمقِ جانِ يك شاعر
كه خشت خشتِ وجودش ، به فكرِ ويراني است
هم او ، كه دل خوشي اش ، رو به آسِمانِ تو بود
عَلاجِ روزِ سياهش ، سِتاره درماني است
زمين بَرايِ رسيدن ، به فصلِ رويِشِ تو
تَمامِ روز و شَب اَش را ، دَرونِ حيراني است
َزبان ، َزبانه كِشيد َاز ، َزبانه هاي َزمان !!
كِشان كِشانِ َزبانم ، تَمامِ ايماني است -
كه از َزبانِ تو در ، كام گيرِي َاز لَبِ من
غَزَل تِكانيِ مفهومِ نابِ عرفاني است
َمرا بِبَخش ! دِرَختي كه پيشِ رويِ شماست
لِباسِ رسميِ او ، تويِ فصلِ عُرياني است
نِگار خانه يِ چشمَم پُر از نگاره يِ توست
نگاه هايِ تو ، تنها كليدِ درباني است !!
***
َزمين ، ستاره و دنيا ... بهشت مال شما
تمام ثروت من ، يك عزيزِ گيلاني است
تمام پهنه ي شب هاش را شنا كردم
مسيرهاي رسيدن هميشه طولاني است
|